سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
سایت شهبانو فرح پهلوی
سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
 

فرم ورود به سایت



 


                   

 
سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
 
 
سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
 
پیام شاهزاده رضا پهلوی" در محکومیت صدور حکم قتل شاهین نجفی PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط mardani   
سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۲۵

 


ایران کشور کورش کبیر است نه کشور صاحب زمان

***
به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم





در جهان تا نور خورشید است وماه
عشق ایرانی به نوروز است وشاه

****



شاهزاده رضا پهلوی


Reza Pahlavi

پیام شاهزاده رضا پهلوی"  در محکومیت صدور حکم قتل شاهین نجفی





صدور حکم قتل شاهین نجفی، هنرمند جوان کشورمان را شدیدا محکوم می نمایم و از جامعه بین الملل و تمامی آزادیخواهان جهان می خواهم در برابر این رفتار وحشیانه و قرون وسطایی حکومت اسلامی ساکت ننشیند و آنرا قاطعانه محکوم نمایند.


استبداد مذهبی حاکم بر ایران در طی سی و سه سال گذشته، با نهادینه کردن خشونت در تمام سطوح جامعه و تخریب کلیه ساختار های اجتماعی و فرهنگی، خشونت هدفمندی را بر علیه مردم کشورمان، بویژه جوانان، این سرمایه های ملی، سازماندهی کرده است. جمهوری اسلامی با استفاده ابزاری از دین و ترویج خرافه ها و تعصبات مذهبی از یکسو، و سرکوب حقوق و آزادی های بدیهی و اولیه مردم کشورمان، همچون آزادی اندیشه و آزادی بیان از سویی دیگر، بانی اصلی فلاکت و بدبختی کشور عزیزمان بوده و همچنین دلزدگی و خستگی را نسبت به اعتقادات دینی در میان جوانان ایرانی به وجود آورده است.


عملکرد این حکومت دینی، مبتنی بر آپارتاید مذهبی است که حاصلی جز بی اعتباری دین و روحانیون در نزد مردم ایران نداشته است. حکومتی که خود را نماینده خدا بر زمین می نامد، بر دیندار و غیر دیندار این سرزمین ظلم روا داشته و حقوق بنیادی انسانی، حتی در میان روحانیون را نقض کرده است.


جوانان ایرانی، نابسامانی های جامعه و نارضایتی های خود را همانند همه جوانان دنیا، در کاریکاتور، شعر و نوشتار به تصویر کشانده و فریاد اعتراض خود را در قالب ترانه متبلور می کنند. ولی رژیم حاکم، بدون توجه به فریادهای اعتراضی جوانان نسبت به اوضاع کنونی کشورمان، در واکنش هایی غیر انسانی و غیر مدنی، با نقض سیستماتیک آزادی اندیشه و بیان، به تهدید و تکفیر جوانان کشورمان می پردازد. صدور حکم شلاق و قتل به جرم بیان اندیشه، در دنیای امروز، نمادی از توحش قرون وسطایی است و حکومت اسلامی باید بداند که جوانان اندیشمند و شجاع ایرانی را نمی توان با این ترفندها به طرف خود سانسوری و سکوت سوق داد.


هم میهنان عزیزم،



تجربه سیاه این حکومت دینی بر همگان ثابت نموده است که اصل اساسی برای دستیابی به یک حاکمیت دموکراتیک در کشورمان ایران، جدایی نهاد دین از نهاد حکومت می باشد. هر روز که از عمر این رژیم می گذرد ماهیت ضد دین و غیر انسانی آن بیش از پیش آشکار می گردد. برهمه ماست که با هوشیاری نسبت به این فریب کاری ها و با روشنگری، مرز بین دینداری و دین بازی را مشخص نماییم تا دغلکارانی که پشت نام حمایت از دین سنگر گرفته اند را خلع سلاح سازیم. تنها در سایه یک حکومت مبتنی بر جدایی دین از حکومت است که آزادی و احترام پیروان همه ادیان، همه باورها، همه دگراندیشان و حتی روحانیون حفظ خواهد شد.

مبارزه ما برای رسیدن به آزادی اندیشیدن و احترام به حقوق دیگری هرچند سخت و دشوار است، اما اطمینان دارم که در آینده ایی نزدیک پیروز خواهد شد. تمام تلاش و کوشش خود را مانند همیشه بکار خواهم بست تا فریاد آزادیخواهی و حق طلبی مردم کشورم را به گوش جهانیان برسانم. 


خداوند نگهدار ایران باد


رضا پهلوی


اورگینال برگرفته از نمایه رسمی شاهزاده رضا پهلوی

http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?persian&article=597

Reza Pahlavi

 
پیام "شاهزاده رضا پهلوی" به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی کارگر PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط mardani   
سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۱

 

 

 

 

 

در جهان تا نور خورشید است وماه
عشق ایرانی به نوروز است وشاه


شاهزاده رضا پهلوی

***

پیام "شاهزاده رضا پهلوی" به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی کارگر



Reza Pahlavi

۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱

 




کارگران و زحمت کشان عزیز ایرانی


دوازدهم اردیبهشت، اول ماه مه، روز جهانی کارگر، نماد جشن کار و پاسداشت از زحمات کارگران و همچنین نمـاد همبستــگی طبقـه کارگـری جهت احقـاق حقوق و بیـان خواستـه هـای بــه حق خـود علیـه بی عدالتی های ناشی از بعضی سواستفاده های نظام سرمایه داری است. این روز بر همه شما عزیزان زحمت کش خجسته و شاد باد.


در حالی که در بیشتر کشورهای دنیا شاهد تجمعات و تشکلات بزرگ کارگری که برای بیان مطالبات خود و گرامیداشت این روز باشکوه به خیابان ها می آیند هستیم، در ایران تشکل های مستقل کارگری تحت شدیدترین فشارها از سوی حاکمان نظام مستبد دینی کشورمان می باشند. در چنین روزی، تجمعات کارگری همواره با موج گسترده دستگیری، زندان، شکنجه، اخراج و خشونت روبرو شده اند. فعالین سندیکاها و دیگر تشکل های کارگری تنها به دلیل بیان حقوق انسانی خويش، روزگار را در زندان ها به سر می برند .

نظام مافیایی جمهوری اسلامی، با اعمال سیاست های اقتصادی ویرانگر، اختلاس های کلان و با سواستفاده از ثروت های ملی مردم ایران، از فرصت استفاده کرده و با سرکوب خواسته های به حق و آزادی های بدیهی و اولیه طبقه کارگری، بیشترین فشار را بر میلیون ها کارگر زحمتکش ایرانی که در شرایط بسیار سخت و دشوار معیشتی به سر می برند،  وارد می کند.


متاسفانـه، به سبب بی کفایتی حاکمــان غارتگــر جمهوری اسلامی در اداره امـور مختلف کشور، رشد بی سابقه بیکاری، کاهش و حذف دستمزدها، حقوق معوقه، عدم امنیت شغلی، نقض حقوق کار، بهره کشی از نیروی کار کودکان، عدم امکانات ایمنی در محیط کار و گرانی های کمرشکن در طی سی و سه سال گذشته، زحمتکشان و کارگران ایرانی را در منجلاب فقر و فلاکت فرو برده است.

ایران مرفه برای هر ایرانی


ایران از لحاظ ذخایر نفت و گاز، در رده دوم جهان قرار دارد. پانزده مرز آبی و خاکـی، یکی از مطلوب ترین شرایط جغرافیایی را برای اقتصاد آن به وجود آورده است. سرزمین گسترده آن با تنوع اقلیمی اش، زمینه مناسبـی را برای کشــاورزی ایجاد کــرده است و منابع گرانبهـایی را در اختیار دستگاه های تولیدی آن قرار می دهد. جمعیت هفتاد و پنج میلیون نفری ایران، بازار لازم را به تولید کنندگان عرضه می کند؛ سرزمینی با جمعیت جوان که دارای سرمایه های با ارزش انسانی است.

ایران به راستی مرزی است پُرگهر


بخش بسیار بزرگی از این امکانات بی همتا، در رویارویی با بن بست های بر آمده از نظام جمهوری اسلامی، به هرز رفته اند و می روند.  البته طی سی و سه سال گذشته، برای آشتی دادن این نظام با پیشرفت اقتصادی تلاش های فراوان انجام گرفت. شماری از مهم ترین چهره های نظام حاکم به این باور رسیدند که شرط بقای ولایت فقیه، بیرون آمدن از تنگناهای اقتصادی است. در دستگاه تکنوکراسی کشور نیز چهره هایی، گاه صادقانه، اعتقاد داشتند که حتی با وجـود حاکمیت کنونــی، می تـوان اقتصاد را از بن بستی که در آن گرفتار شده است، نجات داد.  با استفاده از نسخه های شناخته شده دوران معاصر، از «سوسیالیسم» گرفته تا «لیبرالیسم»، برای آشتی دادن نظام جمهوری اســلامی با پیشرفت اقتصادی  تلاش های زیادی انجام گرفته است.

همه این تلاش ها در شنزار جمهوری اسلامی فرو رفت و روشن شد که همزیستی جمهوری اسلامی و پیشرفت اقتصادی، جمع اضداد است. با اینکه تمامی تلاش های ارزشمند تکنوکرات های نظام که با تدارک برنامه های پنج ساله اول تا چهارم صادقانه در خدمت «اصلاحات» اقتصادی قرار گرفتند، سقوط رویاهای خود را به چشم دیدند و دریافتند که «اقتصاد ناپایدار و آمیخته با فساد» تنها الگویی است که نظام جمهوری اسلامی توانسته به دنیا ارایه دهد. اینچنین عدالت اجتماعی در اجرای اندیشه های اقتصاد اسلامی و انسان ساز بنیانگذار این رژیم غیرانسانی، به نابودی و نیستی کشانده شد.  

هم میهنان عزیزم


هوشیار باشیم که برای خروج از انحطاط و دستیابی به اقتصادی پویا، برای بازگرداندن «فضای اعتماد» به نیرو های خلاق کشور، ازکارگران زحمتکش گرفته تا سرمایه گذاران و صادر کنندگان و مخترعان، اقتصاد ملی کشورمان به شرایــط بین المللی مساعد نیــاز دارد. تاکید بر منافع ملی ایــران به معنای ستیزه جویی با قدرت های دور و نزدیک نیست. کشور ما می تواند به یکی از ستون های استوار همگرایی منطقه ای بدل شود، در سازمان های اقتصادی بین المللی نقش فعالی بر عهده بگیرد و برای دستیابی به بازار های جهانی و بـرخورداری از سرمایه و تکنولوژی پیشرفتــه، بهترین روابط را با قطب های پویــای اقتصادی برقرار کنــد. در چهارچـوب همین «فضای اعتماد» است که می تــوان برگ های برنده ایران را در خدمت توسعه ملی به کار گرفت.

پیشرفت اقتصادی ایران، در گرو تامین عدالت اجتماعی است. بدون مبارزه با نابرابری ها میان مناطق و اقشار گوناگون کشور، دستیابی ایران به ثبات و امنیت امکان پذیر نیست. بخش مهمی از درآمد های حاصل از نفت و گاز ایران باید در خدمت تامین عدالت اجتماعی به کار افتد، بی آنکه تعادل های اقتصادی بنیادی دچار اختلال شود.

تامین امکانات برابر برای همه، به ویژه در عرصه های آموزشی و بهداشتی، به معنای ریخت و پاش و بی انضباطی مالی نیست. عدالت اجتماعی با کار آمدی اقتصادی و حفاظت محیط زیست آشتی پذیر است و حتی شرط لازم برای دستیابی به توسعه پایدار است. 

در چنین شرایط دهشتناک اقتصادی کشورمان، من بار دیگر از همه نیروهای سیاسی و مدنی ایرانی داخل و خارج از کشور، دعوت می کنم، تا برای حمایت و پشتیبانی از طبقه بزرگ زحمتکش کارگر کشورمان، با همدلی و اتحاد، پیرامون هدف مشترک یعنی «اقتصاد پویا برای برقراری برابری و عدالت اجتماعی برای همه ایرانیان»، به پا خیزند و کشور را از این بحران اقتصادی که ناشی از وجود و دوام این رژیم غارتگر و غیرمردمی است، نجات بخشند.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی


اورگینال بر گرفته از نمایه رسمی شاهزاده رضا پهلوی


http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?persian&article=595



آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۶
 
بیانیه "شاهزاده رضا پهلوی" در مورد جزایر سه گانه «تُنب بزرگ، تُنب کوچک و ابوموسی» PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط mardani   
جمعه ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۵۰


ایران کشور کورش کبیر است نه کشور صاحب زمان

***
به ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم

****

خلیج فارس

***
بیانیه "شاهزاده رضا پهلوی"  در مورد جزایر سه گانه «تُنب بزرگ، تُنب کوچک و ابوموسی»

 






در جهان تا نور خورشید است وماه
عشق ایرانی به نوروز است وشاه



شاهزاده رضا پهلوی"

Reza Pahlavi

۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱


تاریخ سیاست خارجی میهنمان ایران با کشورهای جهان به ویژه همسایگان حوزه خلیج فارس به خصوص پس از پایان جنگ جهانی دوم، بر پایه حسن همجواری و احترام متقابل به حقوق یکدیگر بوده است. هرگونه اختـلافی در منطقه سعی می شد که در محیطی دوستانه حل شود.

بر این اساس پس از سال ها مذاکره در مورد حق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه «تُنب بزرگ، تُنب کوچک و ابوموسی» در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) قبل از استقلال امارات متحده عربی، دولت ایران موفق شد، براساس تفاهم نامه ۱۹۷۱ (۱۳۵۰)، اختلاف دولت شاهنشاهی وقت ایران با دادن امتیازاتی در جزیره ابوموسی با حکومت شارجه را حل نماید و به این طریق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه روز ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ (۹ آذر ماه ۱۳۵۰) تثبیت و نیروهای نظامی ایران در جزیره ابوموسی پیاده و مورد استقبال برادر حاکم شارجه قرار گرفتند.

متاسفانه، پس از برقراری نظام آشوبگر جمهوری اسلامی، به سبب سیاست های نابخردانه، سرکوبگر و  بی تجربگی این رژیم در عرصه دیپلماسی، اعراب منطقه در تقابل با ایران برخاستند و کشور ما به خاطر سیاست های غلط و تنش آفرین رژیم مطلقه فقاهتی، به انزوای بین المللی سوق داده شد.

هم میهنان عزیزم،

تمامیت ارضی ایران برای ما ملت ایران، اصلی مسلم و انکار ناپذیر است. اختلافات ایران با کشورهای همسایه می تواند همچون گذشته از طریق مذاکره و با اتخاذ سیاست های درست و صلح جویانه متقابل برطرف شود و این تنها با برقراری حکومتی ملی و با درایت که از طرف ملت ایران مشروعیت داشته باشد، ممکن می شود.

حاکمان جمهوری اسلامی، برای انحراف اذهان ملت شریف و ستمدیده ایران، از مشکلات فراوانی که شما هم میهنانم با آن دست به گریبان هستید، هرچند گاهی با مظلوم نمایی و تظاهر به ملی گرایی، با اتخاذ سیاست های غلط و ماجراجویانه با دخالت در امور کشورهای همجوار، با تحریک امارات متحده عربی و جامعه عرب، دست به اقداماتی می زنند که کشور عزیزمان را به آستانه خطرات جدی سوق می دهند.

زیرا همانطور که بنیانگذار این رژیم غیرانسانی، جنگ را موهبت خداوند می دانست، رهبران کنونی نیز با اقدامات تحریک آمیزشـان در پیروی از خط فکــری و سیاست رهبـرشان در همان مسیر گـام بر می دارند و پیوسته بر طبل جنگ می کوبند وتنش می آفرینند.

هم میهنان عزیزم،

هوشیار باشیم، که ادامه حیات جمهوری اسلامی، تهدید جدی علیه تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی ما است. از لحاظ حقوقی مالکیت و حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه «تُنب بزرگ، تُنب کوچک و ابوموسی» غیرقابل انکار و بلامنازع است.

ولی این خطر وجود دارد که با بالا گرفتن این تعارض بین ایران و همسایگان عرب، پای کشورهای غیر منطقه ای به میان آید و سرزمین ما، عرصه منازعه مبارزات بی ثمری شود، که منافع ملی و تمامیت ارضی ما را به خطر اندازد.

هم میهنانم،

در این شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست، وظیفه همه بخش های جامعه به ویژه نیروهای مسلح است، که دست در دست مردم ایران، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی، برای اجتناب از بروز یک فاجعه نظامی، و ترفند رژیم و یا بعضی منافع خارجی برای ایجاد در گیری مابین ایرانی و عرب، شیعه و سنی و برای حفظ تمامیت ارضی ایران اهتمام ورزند.


براین اساس، من به عنوان یک ایرانی، از همه نیروهای سیاسی و مدنی ایرانی داخل و خارج از کشور، بار دیگر دعوت می کنم، تا با همبستگی، همدلی و اتحاد، پیرامون هدف مشترک یعنی «حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران»، به پا خیزند و کشور را از این بحران که ناشی از وجود و دوام این رژیم تنش آفرین و غیرمردمی است، نجات بخشند.


خداوند نگهدار ایران باد


رضا پهلوی

اورگینال برگرفته از نمایه رسمی شاهزاده رضا پهلوی

http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?persian&article=594



 
شاهزاده رضا پهلوی : چرا از اسرائيل می‌خواهم به مردم ایران کمک کند؟ PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط mardani   
پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۰۶

 

 

 

 

 

در جهان تا نور خورشید است وماه
عشق ایرانی به نوروز است وشاه


"شاهزاده رضا پهلوی"

***

پنجشنبه, 31 فروردين 1391


شاهزاده رضا پهلوی : چرا از اسرائيل می‌خواهم به مردم ایران کمک کند؟

شاهزاده رضا پهلوی از اسرائيل خواسته است به جای تهدید نظامی به مردم ایران کمک کند. او در گفت‌وگو با دویچه وله ضمن توضیح این موضوع از ضرورت تشکیل کنگره ملی و دادگستری مستقل برای تامین امنیت آینده ایران سخن گفت.

شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگویی اختصاصی با دویچه وله دیدگاه‌های خود درباره "تشکیل کنگره ملی"، "دادن احساس امنیت به بدنه نیروهای مسلح هم‌چون سپاه و عوامل انتظامی در فردای ایران"، "نسبت او با بدنه جنبش سبز"، "تشکیل نهاد نمایندگی انتخابی ایرانیان خارج از کشور"، "چگونگی برقراری امنیت در صورت برگشت دوباره معترضان به خیابان ها و ایجاد تغییرات سریع و یکباره در ایران" را تشریح کرد. وی همچنین توضیح داد که چرا در یکی از مصاحبه‌های اخیر خود از اسرائيل خواسته است که «به‌جای تهدید نظامی به مردم ایران کمک کند.»

ولیعهد سابق ایران می‌گوید قضات و حقوقدانان از هم‌اکنون باید برای تشکیل یک نهاد قضایی مستقل در کشور فکری اساسی کنند. او معتقد است درصورت به وجود آمدن تغییرات سریع و یک‌باره در ایران، به‌سرعت باید برای تامین امنیت مردم یک دادگستری کاملا مستقل و قوی به‌وجود بیاید.


دویچه وله: در سال‌های گذشته و به‌خصوص در صحبت‌ها، سخنرانی‌ها و گفت‌و‌گوهای اخیرتان، یک نقطه اشتراک وجود دارد و آن دادن احساس امنیت به کسانی است که به تعبیر شما "در این نظام گیر کرده‌اند، مثل بدنه سپاه و عوامل انتظامی". به چه علت روی این نکته تمرکز کردید که "بدنه نیروهای مسلح ایران گناهگار نیستند و باید در آینده ایران آتیه داشته باشند"؟ در شرایط فعلی چه ضرورتی می‌بینید که نیروهای مسلح ایران را مخاطب قرار دهید؟


شاهزاده رضا پهلوی: در یک همایش مدنی، اجتماعی، سیاسی به دور از خشونت بر مبنای نافرمانی مدنی، یکی از فاکتورهای کلیدی در مقابله مردم با یک نظام سرکوبگر، عملکرد و موضع‌گیری نیروهای انتظامی آن رژیم در زمان حرکت مردم است. این مسئله فقط مخصوص ایران نیست. در بسیاری از این روندها که مردم کشورها توانسته‌اند از طریق نافرمانی‌ مدنی حکومت‌های مستبد را به پایین کشند و یک نظام مردمی را جایگزین آن کنند، اغلب نیروهای انتظامی طرف مردم را گرفته‌اند یا حداقل به صورت بی‌طرفانه عمل کرده‌اند و طرف رژیم را نگرفته‌اند.

برای تحقق تغییر سیاسی با حداقل هزینه و خشونت، این امر بسیار کلیدی‌ست. دقیقا یکی از فلسفه‌های نافرمانی مدنی به دور از خشونت، پرهیز از زد و خورد و کشت و کشتار است. مقدار زیادی از پرهیز خشونت بستگی به این دارد که موضع‌گیری نیروهای انتظامی در ارتباط با مردم چیست؟

در  نظام‌های سرکوبگر، وقتی عوامل نظامی به آینده خودشان در ماورای چنین نظام‌هایی فکر می‌‌کنند، بسیار مهم است که از جانب مردم احساس امنیت بکنند.

باید احساس امنیت کنند که اگر فردا ما خواستیم به این نظام پشت کنیم و طرف مردم را بگیریم، آیا مردم نسبت به ما یک برخورد خشونت‌آمیز و انتقام‌جو خواهند داشت یا در آغوش خودشان ما را خواهند پذیرفت؟


گیرم که ما مجبور شده‌ایم در آن زمان یکسری دستورات را بر مبنای شغل‌مان اطاعت کنیم. بعضی وقت‌ها وادار شده‌اند با درگیری و خشونت نسبت به مردم خودشان برخورد کنند. این مورد را در شرایط مختلفی به‌خصوص در بلوک شرق در زمان جنگ سرد، مثل مجارستان، چکسلواکی، لهستان و خیلی نمونه‌های دیگر دیده‌ایم.

بنابراین مسئله فقط این نیست که ما در جست‌وجوی آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت ملی هستیم. ما به‌عنوان یک ملت ضمنا باید درک کنیم، یکی از راه‌های کم هزینه‌تر برای مردم تاکتیک‌ها و متدهایی ا‌ست که نافرمانی مدنی بهترین الگوی آن است. با این تضمین برای نیروهای انتظامی که از آینده خودشان نگران نباشند و این شامل دنبال کردن مسئله در قالب یک عفو عمومی و آشتی ملی است.

این‌که شخصا بسیار تاکید می‌کنم بر نیروهای نظامی، به دو علت است. اولا فراموش نکنیم که بسیاری از این افراد، چه در سپاه، چه در ارتش و چه در سایر بخش‌های انتظامی کشور، هرچه باشد اولین مدافعان مرزهای ما و تمامیت ارضی کشور ما بوده‌اند. زمان جنگ ایران و عراق را فراموش نکنیم. آن‌ها به همان اندازه کشته داده‌اند که دیگران، به خاطر مملکت‌شان. پس با جامعه‌ خودمان است تا یک برخورد معقول داشته باشد که ما چگونه می‌توانیم با حداقل هزینه ممکن، چه جانی و چه مادی، به آن آزادی که می‌خواهیم دست پیدا کنیم. در این‌جا رابطه مردم با نیروهای انتظامی امری بسیار کلیدی ا‌ست.

بنابراین هرچه‌ نیروهای انتظامی بیشتر تضمین داشته باشند که مردم کشور خودشان فردا با حس انتقامجویی با آن‌ها برخورد نخواهند کرد، امکان پیوستن آن‌ها به مردم بسیار بیشتر فراهم خواهد شد. سرانجام فکر می‌کنم برای این کشور که به اندازه کافی تلفات و کشته و زجر و سختی کشیده، برای این‌که بخواهیم به امنیت، به صلح و به خیلی مسائل دیگر برسیم، ما نمی‌توانیم با آینده‌ای سروکار داشته باشیم که همچنان این دور باطل انتقامجویی و توحش ادامه داشته باشد. این یک امر کلیدی‌ست که فکر می‌کنم اگر هم‌میهنانم همین الان درست با این مسئله برخورد بکنند، اهمیت آن را درک خواهند کرد.

شما پیش‌تر از تشکیل "کنگره ملی" با هدف همراه کردن همه نیروهای اپوزیسیون خبر داده بودید، صحبت اتحاد همیشه بوده است، اما  پس از انقلاب طیف‌های مختلف اپوزیسیون ایران نتوانسته‌اند روی خواسته‌ مشترکی متحد شوند. شما چه‌طور، با چه برنامه‌ای و با چه هدفی می‌‌خواهید طیف‌های مختلف اپوزیسیون را گرد خواسته‌ای مشترک همراه و متحد کنید؟ و اصلا در شرایط فعلی چنین کاری شدنی ست؟

البته که شدنی‌‌ست، مسئله تشخیص اولویت‌‌هاست. در این که ما یک مملکت کثرت‌‌گرا در تمام دیدگاه‌های اجتماعی ‌‌ـ سیاسی ‌‌ـ عقیدتی داریم بحثی نیست. یک پلورالیسم سیاسی در جامعه‌ ما مدت‌هاست که بوده، هست و خواهد بود. خیلی هم خوب است که چنین پلورالیسم سیاسی‌‌ داشته باشیم. اما اگر بخواهیم قبل از این‌که یک نظام دموکراتیک در کشور داشته باشیم، صرفا از دید صنفی یا حزبی یا ایدئولوژیک با مسائل برخورد کنیم، اولویت کار را درست تشخیص نداده‌‌ایم. ما روزی می‌‌توانیم در آن دموکراسی به اهداف سیاسی، اقتصادی و رقابت‌‌های حزبی در اداره‌‌ امور مملکت و تعیین سیاست دولت اشتغال پیدا کنیم که اصلا چنین نظامی در اختیار ایران و مردم ایران باشد.


وقتی در قانون اساسی‌‌ ما مواضع تبعیض‌آمیز علیه شهروندان ایران به خاطر تعلقات ملی، قومی، مذهبی یا ایدئولوژیک نهفته است، اولین اولویت رسیدن به این حقوق است. این وسط بین یک چپی یا یک دست راستی، یک مشروطه‌خواه یا یک جمهوری‌‌خواه و حتی آدمی که در قالب یک نظام سکولار به مفهوم جدایی دین از سیاست، ملی ‌‌ـ مذهبی فکر می‌کند (این مسئله برای دستیبابی به دموکراسی بسیار کلیدی است)، فرقی نیست. در این اولویت می‌‌توان تشخیص داد چه مخرج اشتراکی بین نیروهای آزادی‌‌خواه و دموکرات وجود دارد که بتوانند به مقصودی مشترک برسند؟


اولین سئوال طبیعی که الان با آن مواجه‌ هستیم، این است که در کشورمان انتخابات آزاد نیست، آزادی بیان و  آزادی پس از بیان هم نیست. در اصل ما تا به این مرحله‌ کار نرسیم، هر تفکر دیگری ثانوی است و اولویت را بایستی درست تشخیص داد. اگر این مبنای کار باشد، یک مرزبندی بیشتر نیست و من در این مرحله از کار جامعه‌‌‌‌ خودمان را از نظر سیاسی فقط به دو بخش تقسیم می‌‌کنم. آن‌هایی که همچنان درصدد حفظ این نظام و قالب و قوانین و ماهیت این نظام هستند. حالا اسمشان را چه اصلاح‌‌طلب بگذاریم، چه اصولگرایان حکومتی که این‌‌ها یک سوی قضیه هستند و ما با آن‌‌‌ها نه حرفی داریم و نه بحثی و نه دیالوگی می‌‌توانیم داشته باشیم. یا آن‌هایی که در اکثریت هستند و آنسوی خط قرار گرفته‌‌اند. یعنی درک کرده‌‌اند تا زمانی که این نظام سر کار است، مسائل عمده‌‌ ایران چه اقتصادی، چه اجتماعی، چه سیاسی، هرگز حل نخواهد شد و بایستی از این نظام گذار کرد و به نظامی که بدیل این حکومت مذهبی‌‌ست برسیم، برای این که بتوانیم به حاکمیت واقعی مردم دست پیدا کنیم.

در این صف‌‌بندی است که اکثریت نیروهای سیاسی دموکرات سکولار می‌‌توانند همدیگر را پیدا کنند. البته با حفظ عقاید و اختلاف‌سلیقه در فرم نظام یا شکل نظام یا فرض کنید میزان تمرکز یا عدم تمرکز آن نظام در آینده. این بحثی‌‌‌‌ست که طبیعتا نمایندگان منتخب مردم توسط یک مجلس مؤسسان در فردای این نظام باید بدان بپردازند. پس اکنون اولویت دغدغه‌ اپوزیسیون سیاسی این نظام فقط یک چیز می‌‌‌‌تواند باشد و آن هم یک پروژه‌‌ مشترک برای حق برگزاری انتخابات آزاد است و این دقیقا توقعی‌‌ست که از جهان داریم. حال چون می‌‌دانیم که جمهوری اسلامی داوطلبانه صحنه‌ قدرت را ترک نخواهد کرد، چاره‌‌ای جز این نیست که در ماورای این نظام و با سرنگونی این نظام به فضایی برسیم که در آن بتوانیم این حقوق را بازپس گیریم، حقوقی که این نظام هرگز به ما داوطلبانه نخواهد داد. به همین منظور، تا روزی که بتوانیم به حق انتخابات آزاد دست پیدا کنیم، بایستی یک کمپین نافرمانی مدنی داشته باشیم و به نظر من اولین اولویت کار همه‌‌ دموکرات‌‌ها در شرایط کنونی باید همین مسئله باشد.

به مرزبندی و تقسیم جامعه از نظر سیاسی به دو بخش اشاره کردید ولی "جنبش سبز" از طیف‌های مختلفی تشکیل شده است. در بدنه آن‌چه که جنبش سبز نامیده می‌شود، ممکن است برخی تصور کنند چون این جنبش در داخل ایران شکل گرفته و برخی از مقامات سابق جمهوری اسلامی ایران در این جنبش حضور دارند و به تعبیر آن‌ها هزینه داده‌اند، پس باید فاصله‌شان را با شما حفظ کنند. چه‌طور می‌خواهید این افراد و این طیف را با خود همراه کنید؟

صورت مسئله همان است. به‌‌هرحال برخی در این جنبش ممکن است همچنان خواستار تغییرات در قالب همین نظام باشند و بعضی‌‌ها هم به این نتیجه رسیده‌‌اند که این کار هم فایده ندارد. اما در شرایط فعلی شاید خیلی از آن‌ها نتوانند آن‌طور که باید و شاید منتهای خواسته‌‌شان را بیان کنند. به هرحال نمی‌توانیم از افراد بخواهیم که به قول معروف پشت‌‌شان را به دیوار بکنند و به بیان تمام مسائل وادار  شان کنیم، در جایی که می‌‌دانیم بیان راسخ‌‌ عقاید به طور کاملا شفاف ممکن است برای‌‌شان گران تمام شود. این فرض را باید همیشه در نظر داشت.

حال فرض بگیریم که عده‌‌ای همچنان معتقدند که نه، در همین قالب نظام باید به اصلاحات دست پیدا کرد و ذره ذره به این حقوق دست پیدا کرد. اگر از من می‌‌پرسید، با تجربه‌‌ای که در این ۲۰ سال دیده‌‌ایم، از زمان خاتمی بگیرید تا امروز، بارها و بارها مردم ایران این سعی را کرده‌اند، سرشان به سنگ خورد و رژیم هم این بازی‌‌ها را کرده است. هم از یکطرف با مردم خودش بازی کرد تا وانمود کند و به دنیا نشان دهد که ما پروسه انتخابات داریم، بنابراین ایران یک کشور دموکراتیک است. مفهوم دموکراسی را هم دو سال پیش زمان انتخابات آخر، کاملا درک کردیم. مسئله این است که موضع‌‌‌‌گیری این نیروها، یا رهبرانش، یا فعالانش نسبت به این آلترناتیو و بدیلی که امروز مطرح است، امری‌‌ است که در نهایت خودشان باید پاسخگو باشند. اما نهضت مردم ایران و خواسته‌‌های دیرینه‌‌شان برای دستیابی به آزادی و حاکمیت بسیار فراتر از چهره‌‌ها یا رهبران خاص در یک زمان و شرایط خاص است. مسئله بسیار عمیق‌‌تر و فراگیرتر است.

مردم ایران هستند که نهایتا رهبران خودشان را پیدا و دنبال خواهند کرد. مسئله من امروز این است، کسانی که مدعی هستند یک رسالت یا یک وظیفه یا یک اعتقاد سیاسی برای رسیدن به آن اهداف دارند، در هر دسته‌‌بندی سیاسی ‌‌ـ اجتماعی که باشند، شخصا تشویق می‌‌کنم که در حد توان‌‌شان از این اصول و خواسته‌‌های هم‌‌ میهنان‌‌شان دفاع کنند و تا آن‌جایی که می‌‌توانند در جست‌‌وجوی این مهم باشند. البته اگر ما بتوانیم با هارمونی بیشتر، با همکاری بیشتر بر مبنای پروژه‌‌های مشترک این کار را پیش ببریم، بسیار کار مردم ایران آسان‌‌تر خواهد بود. چه از نظر هدایت و هماهنگی این جنبش و چه از نظر هر حرکت دیگری که به مفهوم عملی بایستی در داخل ایران اتفاق بیافتد. منتهی اساس مشروعیت هر اقدامی، نهایتا باید تایید و پشتیبانی مردم کشور ایران باشد. هر کار دیگری عبث خواهد بود، اگر پشتیبانی و این کشش را در درون کشور نداشته باشد فقط در حد یک ادعا باقی خواهد ماند. این مسئله را نباید فراموش کرد.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر این‌جا و آن‌جا مطرح شده، در شرایط فعلی که جنبش اعتراضی نسبت به دو سال پیش فروکش کرده، شما درصدد به دست گرفتن رهبری جنبش هستید؟ لطفا واضح و صریح نظر خودتان را دراین‌باره بفرمایید.
"?

باز تاکید می‌کنم که من هرگز و هیچ وقت ادعای نمایندگی یا رهبری هیچ دسته یا گروهی را نکرده‌ام و نخواهم کرد. اما با انتظاراتی که بسیاری از هم‌‌میهنانم از من دارند، یک رسالت بسیار مهم دارم و آن هم کمک کردن به اتحاد و همبستگی و همکاری هرچه بیش‌تر بین نیروهای سیاسی در این مرحله زمانی است. در این مورد مسلم بدانید که من سال‌هاست تلاش می‌کنم. با توجه به این‌که امروز جو بسیار فرق کرده است. نگرانی نسبت به عواقب سیاست‌های ماجراجویانه‌ نظام برای کشورمان جدی‌تر از همیشه است.  چه خطر‌ جنگ به خاطر سیاست اتمی و چه خطر تجزیه‌ شدن مملکت به خاطر برخورد ناشایسته‌ای که نظام با بسیاری از گروه‌های کشورمان داشته و دارد، واقعا جدی‌ست. برای کشوری که با این همه ارزش‌های انسانی و امکانات طبیعی می‌تواند کشور قدرتمندی باشد، برای کشوری که می‌توانست امروز یک ژاپن یا یک کره جنوبی باشد، اما متاسفانه خیلی بیشتر شبیه یک کره شمالی شده است، دغدغه و جدیت کار از هر زمانی بیشتر در میان هم‌میهنان‌مان احساس می‌شود. طبیعتا خلا جدی یک بدیل برای این وضعیت وجود دارد.

ما نمی‌توانیم از مردم ایران توقع داشته باشیم، هرچه قدر هم که می‌دانیم ناراضی هستند، بدون دانستن این‌که بدیل چیست و راهکار کجاست، همین‌طوری بریزند توی خیابان و باز کشته دهند یا کشته شوند. این‌که معنا ندارد و اصلا انتظار بی‌موردی است. اما اگر هدایت صحیح و هماهنگی صحیح وجود داشته باشد، به تمام این خواسته‌ها می‌توانیم دست پیدا کنیم. البته به شرطی که اولویت‌ها را درست تشخیص دهیم و بدانیم که امروز، این اولویت رسیدن به حق برگزاری انتخابات آزاد است. در جست‌وجوی این حق اساسی باشیم که در فردای آزاد ایران هر شهروند ایرانی دارای هر عقیده‌ای که باشد، حق رای و حق مشارکت داشته باشد و در نظامی که در آن حکومت مردم و مردم سالاری پابرجاست، بتواند به حقوق اجتماعی و سیاسی خودش دست پیدا کند.

برداشت شما از خواسته اصلی امروز جامعه مدنی ایران چیست؟ در شرایط فعلی که سکوت بر جامعه حکم‌فرماست، برداشت شما از آن چیزی که در ناخوداگاه جمعی ایرانیان می‌گذرد چیست و چه جوابی برای آن خواسته اصلی دارید؟


خواسته‌ها متعدد است، منتهی مسئله ترتیب اولویت این خواسته‌هاست. وقتی وضعیت اقتصادی در یک کشور این قدر وخیم است که آه و ناله مردم به این شدت شنیده می‌شود، طبیعتا اولین دغدغه مردم وضعیت اقتصادی خودشان است و این طبیعی‌‌‌ست. خیلی‌ها قبل از این که بتوانند شکم‌شان را سیر کنند، به فکر حل مشکل گرسنگی‌شان هستند تا فرض کنید مسائلی چون سکولاریسم یا انتخابات آزاد یا حقوق بشر یا دموکراسی به ترتیب اولویت. ولی به محض این که دغدغه‌های اقتصادی و پاسخ‌هایی که به این مسائل باید داده شود در نظر گرفته می‌شود، مسلما نیازهای بعدی پیش خواهد آمد. شرایط اقتصادی، شرایط اجتماعی، حقوق مساوی، امکان شرکت در سیاست و خیلی مسائل دیگر از این قبیل.


طبیعتا الان با این وضعیتی که کشورمان دارد، شهروندان مملکت‌مان در وهله اول دچار یک گرفتاری اساسی اقتصادی هستند، مثلا دو شیفته کارکردن با حقوق کم در مقابل گرانی و از بین رفتن ارزش پول کشورمان. خیلی مشکلات از این قبیل وجود دارد که امروز در درجه‌ اول اهمیت قرار دارد. منتهی فکر می‌کنم که هم‌میهنانم آن قدرهم بی‌توجه به این نیستند که وقتی چنین بحرانی پیش می‌آید، دست‌کم یک دلیل اساسی برای این بحران وجود دارد. نهایتا مشکل را باید در ماهیت نظام‌ها در نظر گرفت. ایران به عنوان یک کشور تولیدکننده نفت شاید امروز باید جزو ۲۰ کشور قدرتمند جهان می‌بود، اما حتی با نصف یک کشور آفریقایی هم نمی‌توانیم رقابت کنیم. چه شرایطی باعث این وضعیت شده است؟ این سئوالات اساسی‌ست که حتما جامعه از خود می‌پرسد و آن‌جاست که نقش اساسی فرهیختگان، متخصصین، اقتصاددانان، کسانی که می‌توانند پروژه و برنامه ارائه دهند پررنگ‌تر می‌شود.

در شرایط شفافیت و حکومت‌های مسئول و دموکراتیک از حداکثر توان بالقوه یک کشور استفاده می‌شود ولی وقتی شما یک سیستم مافیایی دارید که در راس آن تمام اندوخته‌های یک کشور را هزینه‌‌‌ هدفی می‌کند که اصلا به منافع کشور ما یا ملت ما ربطی ندارد. وقتی یک سیستم به اصطلاح مافیایی - اطلاعاتی آن بالا نشسته و همه چیز را قبضه کرده، مسلم می‌دانید که منافع آن به جیب مردم ایران نخواهد رفت و در جهت دیگری استفاده خواهد شد. این‌ها جزو بدیهیات است.

به‌هرحال به ترتیب این اولویت‌ها فکر می‌کنم جامعه ما در وهله اول دغدغه اقتصادی دارد، طبیعی‌ هم هست که الان این وضعیت باشد. منتهی بایستی درک کنند که فقط اکتفا به حل مشکلات اقتصادی در ادامه‌ این وضعیت مشکل اساسی را هرگز حل نخواهد کرد. به همین دلیل است که باید به یک راهکار سیاسی جدی فکر کنیم که کل مسئله را در نوع نظام جستجو می‌کند، نه در وضعیت کنونی.

به نظر می‌رسد در شرایطی که رهبری سیاسی اپوزیسیون در داخل کشور سرکوب شده، نگاه‌ها بیش از پیش به خارج از کشور دوخته شده است. در ماه‌های اخیر هم در بین طیف‌های گوناگون اپوزیسیون ایران بیش‌تر از گذشته درباره لزوم وحدت صحبت شده است. در این شرایط این پیشنهاد مشخص مطرح شده که  در جامعه چند میلیونی ایرانیان خارج از کشور برای ایجاد یک نهاد نمایندگی واقعا منتخب یک انتخابات آزاد برگزار شود. درباره پیشنهاداتی از این دست چه فکر می‌کنید؟

شخصا نسبت به این فکر عکس‌‌‌‌العمل منفی دارم، به چند دلیل. بر فرض که برگزاری چنین انتخاباتی امکان‌پذیر باشد و شما بتوانید ماهیت حقوقی و حقیقی افراد را داشته باشید. فرض کنید آن‌هایی که پیشنهاد می‌‌‌‌دهند از طریق اینترنت یا چنین کانال‌هایی این کار انجام شود. اولا ابتدا به ساکن، این کار خود به خود یک نوع تبعیض است نسبت به اکثریت مردم داخل که در چنین انتخاباتی نمی‌‌‌‌توانند شرکت کنند. از این نظر بی‌‌‌‌معناست.

ثانیا مهم این نیست که ما از طریق انتخابات بخواهیم فرض کنید یک مشروعیتی برای فعالانی که در این جهت می‌‌‌‌خواهند کار کنند پیدا کنیم. چون مشروعیت بر مبنای تحویل دادن کار درست و تایید و پشتیبانی مردم درون از این فعالیت‌‌‌‌ها است، نه این که حالا کسانی انتخاب شده‌‌‌‌اند یا نشده‌‌‌‌اند.

مبنای مشروعیت آن کشش و مقبولیت کاری‌‌‌‌ست. هر کسی که امروز در صحنه در این جهت فعالیت می‌‌‌‌کند، براساس کاری که تحویل می‌‌‌‌دهد و برنامه‌‌‌‌ای که ارائه می‌‌‌‌دهد، برآن مبنا می‌تواند کشش و پشتیبانی مردم درون را جست‌‌‌‌وجو کند. پس این حرف‌ها بیشتر بیراهه رفتن است و کل مشکل را الزاما حل نمی‌‌‌‌کند و حتی ممکن است خطرناک باشد و گرفتاری‌‌‌‌های بسیار زیادتری را ایجاد کند.

در بین نیروهای اپوزیسیون ایران، برسر این که ایران فردا باید کشوری دموکرات، آزاد و مردمی باشد وحدت‌نظر وجود دارد. اما اگر دوباره در ایران معترضان با قصد تغییر رژیم به خیابان‌ها بیایند و تغییراتی یک‌باره رخ دهد، امنیت چه‌طور برقرار خواهد شد؟ در این شرایط مثلا جلوی دزدی و ناامنی احتمالی را چه نهادی یا چه سیستمی خواهد گرفت؟ آیا به این مسئله فکر کردید؟


این مسئله‌ای‌ست که در کشورمان کلیدی است نه فقط به خاطر مسئله بسیار واضح حفظ نظم و حقوق که بخشی از آن دقیقا بستگی دارد به آن چیزی که در اولین سئوالتان پرسیدید. نقش فعالی که نیروهای انتظامی می‌توانند در حفظ امنیت کشور داشته باشند. این یک مسئله کلیدی‌ست نه فقط به‌خاطر امنیت مرزی، بلکه به‌خاطر امنیت درونی و اجتماعی. اما من معتقد هستم که در هر وهله‌ای که می‌خواهیم کار را آغاز کنیم، اگر در همان فاصله‌ زمانی آنی نتوانیم یک دادگستری کاملا مستقل و قوی داشته باشیم، طبعا دستیابی به این حقوق و رعایت اصول و حفظ حقوق شهروندان کار مشکلی‌تری خواهد بود.

از هم اکنون حقوقدانان، قضات و افرادی که در این مورد تخصص دارند باید فکری اساسی کنند که چگونه می‌شود یک نهاد قضایی بسیار قوی و مستقل در کشور داشته باشیم. این یک امر بسیار کلیدی‌ در هر مرحله است که از هم اکنون می‌توان برای آن برنامه‌ریزی کرد. ثانیا این‌‌که چگونه می‌توان ضریب‌های اطمینانی را برای جامعه ایجاد کرد، از لحاظ نقشی که جامعه مدنی در این مورد دارد، مسئله را بسیار مهم‌تر می‌کند.

مقصودم این است که بسیار فراتر از ساختارهای حکومتی یا اداری کشور، نقش جامعه‌ به مفهوم نیروهایی که غیر دولتی هستند یا اصولا جامعه مدنی یک امر کلیدی‌ست. آزادی مطبوعات، حق تشکیل سندیکاها، مسائلی که به حقوق زنان و به مسائلی که از این قبیل می‌پردازد، خیلی فراتر و حتی جدا از سیستم و نظام و قانون آن حکومت یا آن مملکت، ابزار کاری است که می‌تواند این ضمانت‌ها را برای جامعه فراهم کند.

البته هر جامعه‌ای که به شکل انفعالی با این قضیه برخورد کند، اغلب به این مسائل دست پیدا نمی‌کند. از این لحاظ باید جامعه‌ ما به شکل بسیار فعال درجست‌وجوی این برنامه‌ها باشد. در اصل اگر ما از ابتدا مشارکت نیروهای اجتماعی و سیاسی را در تمام امور مملکتی داشته باشیم و یک نظارت مستقیم از اول در کار دخالت داشته باشند، رعایت تمام این مسائل و تضمین تداومش، مسلما مستحکم‌تر و قوی‌تر خواهد بود.

ساده بگویم، بیش‌ترین ضریب حفظ آن‌چه به آن دست پیدا کرده‌ایم، ارتباط مستقیمی دارد با میزان مشارکتی که مردم در کار خواهند داشت، حال چه توسط احزاب‌ و نمایندگان‌شان و چه توسط خودشان، مشارکت کامل در تمام ارکان مختلف جامعه. ولی همان طور که گفتم مسئله دادگستری مستقل و قوی یک امر بسیار کلیدی‌ست که شاید در گذشته هم می‌توانست جلو خیلی از بحران‌هایی را که در مملکت با آن‌ها مواجه بودیم بگیرد. ولی حداقل اگر درس خوبی از تاریخ گرفته باشیم، باید بدانیم که هر حکومتی که قانونمند است، طبعا باید یک ساختار قانونی بسیار قوی داشته باشد. بدون آن مشکل است که بتوان قانون را حفظ کرد.

اخیرا در مصاحبه‌ای از اسرائيل خواسته‌اید که به جای تهدید به حمله نظامی، به اپوزیسیون ایران کمک کند. این سخن کمی کلی‌ست. لطفا درباره این پیشنهاد و کمک بیشتر توضیح دهید.
?

متاسفانه الان عدم شفافیت برنامه اتمی رژیم وضعیتی را به‌وجود آورده که کشور ما می‌تواند به‌زودی با خطر حمله نظامی  مواجه شود. در محافلی که صحبت از جنگ و حمله به ایران است، همیشه کوشش کرده‌ام راهکارهایی را به دنیا پیشنهاد کنم که تا آن‌جا که ممکن است از یک برخورد خصومت‌آمیز با کشورمان پرهیز شود. یعنی به جهانی که از یک‌طرف گفته است اگر دیپلماسی جواب نداد تنها چاره بعدی‌مان حمله به ایران است می‌خواهم بگویم شما این وسط یک چیز اساسی را فراموش کرده‌اید و آن هم خود مردم ایران هستند. مردم ایران بهترین نیرو برای مقابله با نظام خودشان هستند و تاکنون بدون کوچکترین پشتیبانی رفتند و این همه ریسک و خطر کردند. نمونه بارزش را هم در تمام این نهضت‌های اخیر دیده‌ایم.

حال به جای این که شما به فکر حمله به ایران باشید، بیایید از مردم ایران حمایت کنید. از تمام نیروهایی که امروز در داخل ایران به‌ عناوین مختلف فعالالیت می‌کنند و می‌خواهند در مقابله با این رژیم آینده خودشان را به دست خودشان بگیرند حمایت کنید. آیا این به صلاح نیست که از این ملت حمایت کنید تا این که بخواهید به کشور ما حمله نظامی کنید؟ در این بحث با دنیا مواجه هستم.

اگر مقصود از اپوزیسیون به مفهوم ساختارهای هماهنگی در خارج است، ما هیچ نیازی به کمک گرفتن از هیچ دولت خارجی نداریم. چون به اندازه کافی و به صورت بالقوه امکانات مالی در میان ایرانیان داخل و خارج وجود دارد که بتواند این هزینه‌ها را بپردازد، بدون این که بخواهیم به یک کشور خارجی وابستگی پیدا کنیم. منتهی اگر قرار است دولت یا کشوری در حمایت از مردم ایران اقداماتی انجام دهد، هر امکاناتی که می‌تواند در اختیارشان باشد، باید در اختیار مردم ایران قرار گیرد. امیدوارم سخن من این طور تحریف نشود که مقصود من حمایت از اپوزیسیون است. مقصود من حمایت از نهضت مقابله و مخالفت مردم به مفهوم اپوزیسیون رژیم است. امیدوارم این نکته را برای شما روشن کرده باشم.

مصاحبه از: حسین کرمانی
تحریریه: جواد طالعی

dw /mar

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۲
 
پیام شاهزاده رضا پهلوی به مردم اسراییل: گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون کانال ۱۰ اسرائیل PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط mardani   
سه شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۱۹





در جهان تا نور خورشید است وماه
عشق ایرانی به نوروز است وشاه



با شادباش چهارمین روز عید "پسح"

جشن آزادی و آزادگی و بهار

یادآور رهائی ملت یهود ازاسارت فرعون




پیام شاهزاده رضا پهلوی به مردم اسراییل

 

 

ما همان فرزندان کورش ( کوروشی که هزاران برده یهودی را از بابل نجات داد و به آنان کمک کرد تا بتوانند معابد خود را بسازند) و ما فرزندان ملکه استر، ملکه یهودی پارسی، در این شرایط از شما کمک میخواهیم. پاسخ شما چیست؟ کشور ما را بمباران میکنید یا به ما کمک میکنید؟

رضا پهلوی فرزند شاه سابق ایران از اسراییل خواست که بجای بمباران کشور ایران و تاسیسات اتمی آن، به حمایت از اپوزیسیون برخیزد. رضا پهلوی در مصاحبه با کانال ده اسراییل گفت که این کشور باید توانمندیهای تکنولوژیک، مالی و غیره اش را در راستای حمایت از اپوزیسیون ایران بکار گیردو به مخالفان نظام و مخالفان حاکمان کنونی کمک کنند او این مطلب را در برنامه زنده درتلویزیون اسراییل میگوید


"شاهزاده رضا پهلوی"


شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه ای که روز دوشنبه از تلویزیون اسراییل پخش شد از اسراییل خواست تا وطنش را بمباران نکند و به مخالفان کمک کند تا نظام حاکم را سرنگون کنند. وی به کانال ۱۰ اسراییل گفت که بمباران ایران به نفع حکومت تمام خواهد شد. او از اسرائیل خواست تا «منابع مالی، تکنولوژیکی و منابع دیگری» را در اختیار مخالفان رژیم ایران قرار دهند.


محمد رضا شاه پهلوی پیش از سرنگونی حکومتش و پیروزی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹، رابطه نزدیکی با اسراییل داشت.

شاهزاده رضا گفت: «اعلام جنگ و حمله به ایران بهترین کاری است که شما می توانید برای این حکومت انجام دهید و یا حتی در واقع حمله کنید. زمانی که خامنه ای و محفل نزدیک به او هیچ پاسخ دیگری برای نارسایی ها و معضلات ایران ندارند، شما (با حمله به ایران) بهترین هدیه را (به آنان) اعطا خواهید کرد. این کار دیوانگی است و منطقی نیست.»


اسراییل و بیشتر کشورهای غربی معتقدند که ایران در تلاش تولید بمب اتمی است. اسراییل نگران است که ایران مجهز به بمب اتمی موجودیت این کشور را تهدید کند.

شاهزاده رضا پهلوی حکومت کنونی ایران را «متعصب» خواند و گفت مردم ایران، به جای حمله به تاسیسات اتمی علیه کشورشان، از کمک اسراییل به مخالفان قدردانی خواهند کرد. او گفت حمله به ایران به یک جنگ تمام عیار در منطقه بدل خواهد شد.

آقای پهلوی گفت: چه کسی روی کره زمین نمی داند که گزینه نظامی هم وجود دارد؟

اما گزینه های دیگر هم وجود دارند. بهترین گزینه، تجهیز ارتشی از خود مردم ایران است. و اگر شما نمی توانید در این زمینه کمک کنید، خدا به داد ما برسد.



The exiled son of the shah of Iran Prince Reza Pahlavi called on Israel not to bomb his home country, but rather to help the opposition to the ruling system, in an interview aired Monday on Israeli television.

Prince Reza Pahlavi told Israel's Channel 10 TV from his home in Washington that bombing Iran would play into the hands of the regime. Instead, he appealed for help saying the Jewish state should put its "technological, financial and other resources at our disposal."

Pahlavi's father, the late Mohammed Reza Pahlavi, had close ties to Israel before he was ousted in the 1979 Islamic Revolution. The clerical hierarchy is now headed by Ayatollah Ali Khamenei.

"The best thing you can do for the regime is to tell that, 'We are going to attack you,' or in fact attack you," he said. "You will be giving Khamenei and all his clique, when they have no answers anymore to the country's ills, the greatest gift of all by doing that. That is just crazy. That just doesn't make sense."

Israel, along with much of the West, believes that Iran is trying to develop a nuclear weapon. The Israelis fear a nuclear Iran would threaten its existence.

Israel has left open the option of attacking Iran if diplomacy and sanctions fail. A new round of talks between the West and Iran are set to begin this week in Turkey. Iran says its nuclear program is for peaceful purposes.

Pahlavi called the current Iranian regime "fanatic," but said real Iranians would appreciate Israeli assistance rather than a strike against the nuclear sites, which he said could lead to all-out war in the region.

"Who in this planet doesn't know that there is a military option, but are there other options?" he said. "The best option is to utilize the best army in the world in place ready to strike, which is the Iranian people themselves. And if you don't help that, God help us all."

 


رضا پهلوی: اسرائیل ایران را بمباران نکند، به اپوزیسیون کمک کند

میترا فرهمند (اسرائیل)


رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، در مصاحبه‌ای با يک شبکه تلويزيونی اسرائيلی با تأکيد بر اينکه با حمله نظامی به ايران به سختی مخالف است، از اسرائيل خواست به جای بمباران ايران به اپوزيسيون کمک کند.

گفت‌وگوی تلويزيونی رضا پهلوی با شبکه ده اسرائيل که يک شبکه خصوصی محسوب می‌شود، روز دوشنبه ۲۱ فروردين ماه پخش شد.

رضا پهلوی در این مصاحبه گفت «اسرائيل و ديگران می توانند با سرمايه‌گذاری مالی و فناوری به تحقق خواسته‌های ملت ايران دست ياری دهند» و ياد آور شد که دو سال پيش (پس از انتخاباتی که بسياری از مردم ايران آن را کودتايی دانستند) ميليون ها ايرانی يک روز به خيابان‌ها ريختند و فرياد زدند چرا جهان به ياری آنها برنمی‌خيزد؟»

آقای پهلوی گفت «ما مردم ايران به عنوان فرزندان کوروش کبير و نيز فرزندان ملکه استر (همسر يهودی خشايارشا) اين گزينه را در برابر شما قرار می‌دهيم که يا به ما کمک کنيد يا با اقدامات خود خواسته های اين رژيم را به نوعی عملی کنيد؛ حق انتخاب با شماست.»

رضا پهلوی در این مصاحبه در مخالفت با عملی کردن گزينه نظامی در برابر جمهوری اسلامی ايران، گفت «چنين احتمالی تنها در راستای خواسته‌های حکومت حاکم بر ايران خواهد بود و بهانه‌ای به دست اين حاکمان خودکامه می‌دهد.»

فرزند شاه سابق ایران افزود در شرايطی که آیت‌الله خامنه‌ای و ديگر مقامات ايران در اين حکومت، «ديگر هيچ توانی برای پاسخگويی به نارسايی های نظام خود ندارند، حمله به ايران نه تنها يک جنون است بلکه بهترين هديه برای چنين حاکمانی خواهد بود.»

شاهزاده رضا پهلوی گفت: «آيا ديگر کسی در اين دنيا باقی مانده است که چيزی در باره وجود گزينه نظامی در برابر ايران نشنيده باشد؟! اما مگر گزينه‌های ديگری موجود نيستند؟!»، و افزود «بهترين گزينه و پرتوان‌ترين ارتش، خود ملت ايران در برابر اين حکومت هستند و لذا بايد ايرانيان را تقويت کرد.»

در اين مصاحبه که شامگاه دوشنبه پخش شد، رضا پهلوی با اظهار اينکه «ملت ايران آماده تحقق دموکراسی و برقراری نظام مردمسالاری است و جمهوری اسلامی ايران تنها با زور نيزه و سرکوبگری در قدرت باقی مانده است»، خواهان آن شد که «جامعه جهانی به جای گفت‌وشنود با حاکميت ايران، به تحقق خواسته‌های ملت سرکوب شده ايران کمک کند.»

آقای پهلوی گفت: «نيازی نيست که کسی از خارج به ايرانی‌ها اندرز بدهد که چرا دموکراسی خوب است بلکه همه چيز آماده است و ملت ايران مستعد خيزش عليه حکومتی فاشيستی و سرکوبگر است که با زور نيزه صدای ملت را خفه می‌کند.»

رضا پهلوی، ۵۱ ساله، با خوش‌بينی نسبت به تحقق خواسته های ملت ايران در برانداختن حکومت کنونی، گفت حتی اگر جهان به ملت ايران کمک نکند، خداوند خود ياری‌دهنده اين مردم خواهد بود.

در مصاحبه‌ای که حدود هفت دقيقه آن پخش شد و از محل زندگی او در ايالت مريلند آمريکا با خبرنگار دايمی اين شبکه اسرائيلی در ايالات متحده صورت گرفته است، شاهزاده رضا پهلوی هر گونه تلاش جمهوری اسلامی ايران را نيز برای تعامل با جهان رد کرد و آن را ترفند دانست.

رضا پهلوی همواره گفته است که: «جمهوری اسلامی ايران هر از گاهی با ارسال پيام‌های مختلف و نشان دادن چراغ سبزهايی به جامعه جهانی، خود را آماده گفت و گو برای حفظ بقای خويش نشان می‌دهد اما  دادن تضمين برای تداوم بقای اين حکومت سرکوبگر، نه تنها به روحيه ملت ايران لطمه می‌زند بلکه برای طرف‌هايی که ممکن است وسوسه اين پيام ها شوند، عاقبت خوبی ندارد زيرا ملت ايران اين رفتارها را در حافظه خود ثبت خواهد کرد.»

بنظر می رسد که اشاره رضا پهلوی به برخی نامه نگاری های سال های اخير و پيام رساندن های ميان ايران و غرب، بويژه با آمريکاست.

ناظران می گويند که حکومت ايران همواره در اين پيام ها خواسته است بگويد که حفظ بقای جمهوری اسلامی ايران و عدم دخالت غرب بايد تضمين شود.

رضا پهلوی در مصاحبه با شبکه اسرائيلی گفت «درست است که نظام حاکم بر ايران يک رژيم فاشيستی است ولی آيا براستی جامعه جهانی می خواهد با چنين حکومت هيتلری، طرف مذاکره شود؟!»

آقای پهلوی گفت: «ملت ايران متجاوزگر نبوده و نيست بلکه اين ملت، يک قربانی است؛ ملتی است که در سرزمين خود اسير است و به گروگان چنين حکومتی در آمده و حاکمان ميهن من، تنها اقليتی از روحانيون افراطی هستند که ايران را به اشغال خود گرفته‌اند.»

شبکه ده تلويزيون اسرائيل در اين گزارش ابراز نظر کرد که هر چند پس از ۳۳ سال مردم ايران ديگر چندان آشنايی با خاندان پهلوی ندارد و شايد آنها را به عنوان حاکمان بعدی خود نيز نخواهد اما ترديدی نيست که اپوزيسيون ايرانی در مخالفت با گزينه نظامی در برابر جمهوری اسلامی ايران، متحد و يکپارچه است و به همين دليل است که آقای پهلوی پيام خود را متوجه اسرائيل می‌کند.


رضا پهلوی با يادآوری کارزاری که گروهی از اسرائيلی‌ها در فيس‌بوک ماه گذشته ايجاد کردند و با شعار «ايرانيان ما شما را دوست داريم» با سياست‌های دولت خود در حمله نظامی احتمالی به ايران مخالفت کردند، اين اندرز را نيز به اسرائيلی‌ها يادآوری کرد که نبايد ملت ايران را با جمهوری اسلامی ايران يکسان دانست و «همواره بايد حساب مردم ايران را از حساب اين حکومت خودکامه جدا کرد.»

فیلم

این فیلم رامیتوانید در لینگ ذیل ویا در بخش یوتوپ این خبر گزاری مشاهده فرمائی
د


http://www.youtube.com/watch?v=ul18WhaPd8o


 
پیام شاهزاده رضا پهلوی به اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (آزاد)، PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط mardani   
شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۴۸





در جهان تا نور خورشید است وماه
عشق ایرانی به نوروز است وشاه

 

 

پیام شاهزاده رضا پهلوی به اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (آزاد)،

 


"شاهزاده رضا پهلوی"

 




۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۱


اعضای محترم اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (آزاد)،


جنبش تکثرگرای زنان ایران، در سه دهه گذشته، با حضور گسترده تشکل ها و سازمان های گوناگون، سایت ها و نشریات متعدد و اجرای کمپین یک میلیون امضاء، در زمینه حقوق زنان برای بازنمایی مشکلات بغرنج زنان در جامعه دینی ایران و در راه رسیدن به دموکراسی، با اتکا به نافرمانی مدنی و مبارزه به دور از خشونت، روندی پر شتاب داشته و توفانی از تغییر و تحولات را در جامعه ایران ایجاد کرده است.

بدیهی است، دستیابی به دموکراسی در ایران، با ایجاد فرصت های برابر و همه جانبه بین زنان و مردان و افزایش نقش زنان در قدرت سیاسی کشور تحقق پیدا خواهد نمود.

بنیان سازمان «اتحاد زنان ایران برای دموکراسی آزاد» را به همه شما بانوان فعال و مبارز ایرانی تبریک می گویم و دست یک یک بانوان شجاع و مبارز کشورم را به گرمی می فشارم.

باور دارم که زنان ایرانی با حضور گسترده، فعال و برابر در کلیه سطوح تصمیم گیری و در همه عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، بنیان ایرانی آزاد، آباد، دموکراتیک و مترقی را بر پا خواهند نمود.

با آرزوی پیروزی برای اتحاد زنان ایران برای دموکراسی و ملت ایران در رسیدن به آزادی

خداوند نگهدار ایران باد


رضا پهلوی

اورگینال برگرفته از نمایه رسمی "شاهزاده رضا پهلوی"

http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?persian&article=589


 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 43
 
سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی سایت شهبانو فرح پهلوی
سایت شهبانو فرح پهلوی

                                                 Copyright  2012 Mardani News All rights reserved

سایت شهبانو فرح پهلوی